در جسـتـجـوی تــو... امپراطور sh

برای دل من... همیشه تو خواهی ماند!! حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم... او شوند!!

به هرکس میگویم "تو"

به خودش میگیرد...

اما نمیداند که هیچکس برای "من"

"تو" نمیشود!!

 

میدانی؟

به رویت نیاوردم!

از همان زمانی که بجای "تو"

به "من" گفتی"شما"

فهمیدم پای "او" در میان است..!!

 

باور کن!!

"من" تنهاترین ضمیر دنیاست...

و "او" خوشبخت ترین ضمیر دنیا!!

چون "تو" را دارد..!!

 

برای دل "من"

همیشه "تو" خواهی ماند...

حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم

"او" شوند..!! 

 

پ.ن.1

یه روزایی تو زندگی هست که همه چی خوبه،

همه چی آرومه،

غمی نیست و خوشحالی،

هیچکس با حرفها و کاراش ناراحتت نمیکنه،

احساس میکنی آروم آروم داری به آرزوهات میرسی،

زندگیت شیرین و بی دغدغه است،

ولی...

همین آرامش باعث میشه ترس همه ی وجودتو بگیره!!

ترس از تموم شدن این روزای آروم...

ترس از برگشتن غم و استرس و دلشکستگی///

چرا باید توی ثانیه ثانیه ی آرامشت هم اضطرابه برگشته ناآرومی موج بزنه؟؟

 

.............................................................................................

برای دانلود آهنگ زیبای "همین حوالی" از بهنام صفوی

اینجا کلیک کنید

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٥ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ توسط امپراطور نظرات ()

به نظر من آدمها دو دسته هستن:

یا از من پولدارترن، که بهشون میگم مال مردمخور...

یا بی پول ترن، که بهشون میگم گدا گشنه!!

یا بهتر از من کار میکنن،‌که بهشون میگم خرحمال...

یا کمتر از من کار میکنن، که بهشون میگم تنبل!!

یا از من سرسخت ترن،‌که بهشون میگم کله خر...

یا بیخیال ترن که بهشون میگم ببو!!

یا از من هوشیارترن،‌که بهشون میگم پر افاده...

یا ساده ترن که بهشون میگم هالو!!

یا از من شجاع ترن، که بهشون میگم بی کله...

یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه!!

یا از من دست و دلبازترن، که بهشون میگم ولخرج...

یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس!!

یا از من بزرگترن، که بهشون میگم گنده بک...

یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی!!

یا از من مردم دار ترن، که بهشون میگم بوقلمون صفت...

یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق!!

 

کلاً معیار همه چیز "من" هستم و نه "حقیقت"..!!

 

................................................

جداً چرا ما آدمها اینجوری هستیم؟؟

اصلاً داریم مردم؟؟

میشه؟؟؟

.................................................

 

آهسته گفت: خدا نگهدارت...

در را بست و رفت!!

آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن خدا می اندازند..!! 

 

 آمدنت را حیران بنگرم

یا رفتنت را مات بمانم؟

باد آورده را باد میبرد، قبول!!

ولی...

دلم را که باد نیاورده بود..!!

 

به کلاغها بگویید غصه ی من اینجا تمام شد...

یکی، بود و نبود مرا با خود برد..!!

 

وقتی تمام راه را آمدم...

وقتی تا تو هیچ نمانده بود...

چقدر دیر یادش آمد خدا!!

که ما قسمت هم نبودیم..!!

 

پ ن 1:

یه وقتهایی هست که ناراحتی از اینکه میبینی دوستت ناراحته!!

دلیل ناراحتیشو میپرسی و ازش میخوای باهات درددل کنه بلکه آروم شه،

تمام سعی ات رو میکنی که حالش بهتر شه،

تمام تلاشت رو میکنی که یه کم از ناراحتیش کمتر شه،

بهش محبت میکنی بلکه نامهربونی زمونه از یادش بره...

ولی بجاش اون دوست محترمت تمام عصبانیتش رو سر تو خالی میکنه

یه جوری رفتار میکنه که انگار خود تو دلیل تمام ناراحتیاش بودی!

سعی میکنه غرورت رو بشکونه بلکه دل شکستش آروم شه...

مخصوصاً اگه بدونه که چقدر واست عزیزه این کار رو با شدت بیشتری هم انجام میده!

و تو بهش اجازه میدی خودشو سر تو خالی کنه بلکه اوضاع روحیش درست شه...

ولی بعدش که نهایت بی انصافی رو از دوستت میبینی

احساس میکنی زیادی خودتو کوچیک کردی،

تیکه های شکسته ی غرورت اذیتت میکنن

و مهمتر اینکه رابطت با دوستت هم کمرنگتر میشه!!

و اینجاست که احساس میکنی در برابر چیزایی که از دست دادی هیچی به دست نیاوردی...

 

حال الان من دقیقاً اینجوریه!!!

 

این روزها...

حتی اگر "دلگیر" باشد،

سگش شرف دارد به اینکه

"دل" گیر باشد!!

 

پ ن_2:

باید قهر میکردی!

تنها میگذاشتی

از ته دل نیشخندی آمیخته با تمسخر و غم میزدی!!

اما...

نزدی، نکردی،‌نرفتی...

اینجای قصه شد که تو شدی "خدا"

و من شدم بنده ی تو...

 ماه میهمانی خدا مبارک

 

پ ن_3:

دوستای خوبم جهت دانلود آهنگ زیبای 

"تو برگشتی" از فرزاد فرزین 

اینجا کلیک کنید

 یه کلیک کوچیک هم اینجا کنید...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط امپراطور نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت