در جسـتـجـوی تــو... امپراطور sh

برای دل من... همیشه تو خواهی ماند!! حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم... او شوند!!

خیلی سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن....

 

 

 

جز اونی که فکر میکنی بخاطرش زنده ای!!!

 

 

 

تولدم مبارک!!!

 

 

اصل نوشت:

 

خوابی دیدم

خواب دیدم با خدا در ساحلی قدم میزنم

بر پهنه ی آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد..

در هر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم

یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا.

وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد،

به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم.

متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام

فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است.

همچنین متوجه شدم که این

در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.

این موضوع واقعا برایم ناراحت کننده بود

و درباره اش از خدا سوال کردم:

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم، در تمام راه با من خواهی بود.

ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام

فقط یک جفت جای پا وجود داشت...

خدا پاسخ داد:

بنده ی عزیزم؛

من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت...

اگر در رنجها فقط یک جفت جای پا دیدی؛

 

زمانی بود که تورا در آغوشم حمل میکردم!!!

 

 

 

پی نوشت:


١_آسمانی میشوم وقتی که یادم میکنی...

ای تماشایی ترین مخلوق خاکی بر زمین!!!

 

 

٢_ممنون از همه ی دوستانی که تو این مدت که من نبودم سر زدن،

تا اونجا که میشد جواب نظرات پست پایین رو دادم...

 

 

٣_والدین گرامی!!!

اینقدر نگین:

“وقتی ما سن شما بودیم اینجور خوب بودیم، اونجور خوب بودیم”

مادربزرگها دهن لق تر از چیزین که فکر می کنین !

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط امپراطور نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت