در جسـتـجـوی تــو... امپراطور sh

برای دل من... همیشه تو خواهی ماند!! حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم... او شوند!!

بعضی آدمها هستن با چیزهای کوچک...

مثلا دوستی که همیشه موقع دست دادن برای خداحافظی,

توی اون لحظه ی قبل از رها کردن دست,

با نوک انگشت هاش به دست هات یک فشار کوچیک میده...

چیزی شبیه یک بوسه مثلا...

راننده ی تاکسی ای که حتی اگه در ماشینش رو محکم ببندی

بلند میگه: روز خوبی داشته باشی!!

آدمهایی که توی اتوبوس, وقتی تصادفی چشم در چشمشون میشی,

 دستپاچه رو برنمیگردونن, لبخند میزنن و هنوز نگاهت میکنن...

آدمهایی که حواسشون به بچه های خسته ی توی مترو هست,

بهشون جا میدن و گاهی بغلشون میکنن...

اونهایی که دستی رو که برای دادن تراکت جلوشون دراز شد,

رد نمیکنن!! هرچی باشه با لبخند میگیرن و یادشون نمیره که

همیشه چند متر جلوتر سطلی هست,

سطل هم که نبود کاغذ رو میشه تا کرد و گذاشت توی کیف.

دوستهایی که بدون مناسبت کادو میخرن,

مثلا میگن این شال پشت ویترین انگار مال تو بود...

یا گاهی دفتر یادداشتی,‌کتابی و یا...

آدمهایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه میخرن و با گل میرن خونه...

آدمهای ِ اس ام اس های ِ آخر شب...

که یادشون نمیره گاهی قبل از خواب,

به دوستانشون یادآوری کنن که چه عزیزنند,

آدمهای ِ اس ام اس های پرمهر و بی بهانه,

حتی اگه با اونا بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی...

آدمهایی که هر چند وقت یک بار, ایمیل پر محبتی میزنن که مثلا تورا میخوانم...

و بعد از هر یادداشت ِ غمگین, جوابی برات مینویسن که یعنی در کنارت هستم,

کسانی که غم هیچ کس را تاب نمیارن...

آدمهایی که حواسشون به گربه ها هست,‌ به پرنده ها هست, به درختها, موجودات دیگه...

آدمهایی که اگه توی کلاس تازه وارد باشی, زود صندلی کنارشون رو با لبخند تعارف میکنن که غریبگی نکنی

آدهایی که خنده رو از دنیا دریغ نمیکنن...

توی پیاده رو بستنی چوبی میخورن و روی جدول لی لی میکنن!!

همین آدمها با همین کارهای کوچیکشون...

همین ها هستن که دنیا رو جای بهتری میکنن برای زندگی...

 

 

 

پی نوشت:

 

مرد زندانی میخندید

شاید به زندانی بودن خویش

و شاید به آزادی من!!

راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟

 

سالهاست که معنای این را نفهمیدم:

"رفت و آمد" یا "آمد و رفت"؟؟

آدمها میروند که برگردند, یا می آیند که بروند؟؟

 

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم,

هرکسی هم که می آید مسافر است!

میشکند؛

هم نمازش را،

هم دلم را...

 

 

روز نوشت:

کاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ی ثانیه ها باشد

و یادآوریت، همه ی دقایق را پر کند,

و خدمت تو انگیزه ی همه ی حرکتها شود...

کاش سینه ی مان صندوق صدقه ای شود

و قلبمان, سکه ای نذر سلامتت!!

کاش دردمان همیشه با توسل به تو آرام گیرد

و دستمان جز به دعا برای تو به آسمان نرود!

کاش انتظار تو زنگی باشد که از نافرمانیت بازمان دارد!

کاش حال و هوای دلمان همیشه به رنگ نیمه شعبان باشد...

 

با امامتان مهدی منتظَر(عج) در ارتباط باشید.

امام محمد باقر(ع)

 

 ....................................................................................

سلام خدمت همه ی دوستای با معرفت و بی معرفت

ببخشید بخاطر همه ی این روزهایی که نبودم

تا آخر هفته کرجم و به همتون سر میزنم...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط امپراطور نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت