در جسـتـجـوی تــو... امپراطور sh

برای دل من... همیشه تو خواهی ماند!! حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم... او شوند!!

سرمشقهای (( آب ِ بابا )) یادمان رفت

رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت

گل کردن لبخندهای همکلاسی

در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت

ترس از معلم, حل تمرین, پای تخته

آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت

راه فرار از مشقهای زنگ اول

ای وای ننوشتیم آقا!... یادمان رفت

آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم

جدیّت تصمیم کبری یادمان رفت!!

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

یادش به خیر اما خدا را یادمان رفت

در گوشمان خواندند رسم آدمیّت

آن حرف ها را زود اما یادمان رفت

((فردا چه کاره میشوی؟؟)) موضوع انشاء

ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت

دیروز تکلیف ((آب ِ بابا)) بود و خط خورد

تکلیف فردا ((نان و بابا)) یادمان هست...


این شعر هم از آقای حسین جعفر زاده هست. امیدوارم خوشتون بیاد...

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢٥ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط امپراطور نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت