شجاعت!!!

در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم

 

دبیرستان، به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که :

شجاعت یعنی چه؟

محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود:

شجاعت یعنی این !


و برگه خود را سفید به ممتحن داده بود و رفته بود!

اما برگه آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق

و بدون استثناء به ورقه سفید او نمره ٢٠ دادند.

فکر می کنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟

.

.

.

.

دکتر شریعتی!!!!!!!!!!!!

برگرفته از وبلاگ گلستان ادب

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من خودمم

هر از گاهی که میام و مطالب وبلاگ رو می خونم انگار وارد خونه ارواح شدم سوت و کور....این چاقو و صحنه وحشتناک خون آلود... در کل کسل کنندست. ببخشید که صریح سخن گفتم...

م.ن

روزی که دلت ژیش دلم بود گرو دستان مرا سخت فشردی که نرو... حلا که دلت جای دگری بند شده کفشان مرا جفت نمودی که برو...

م.ن

واي، باران؛ باران؛ شيشه پنجره را باران شست. از دل من اما، چه کسي نقش تو را خواهد شست؟ من شکو فائي گلهاي اميدم را در روءياهامي بينم، و ندائي که به من مي گويد: "گر چه شب تاريک است دل قوي دار، سحر نزديک است از گريبان تو صبح صادق، مي گشايد پر و بال. تو گل سرخ (نازنين)مني، تو گل ياسمني تو مثل چشمه نوشين کوهساراني تو مثل قطره باران نو بهاراني،تو روح باراني تو چنان شبنم پاک سحري؟ - نه، از آن پاکتري. تو بهاري؟ نه،-بهاران از توست. از تو مي گيردوام، هر بهار اينهمه زيبايي را. گل به گل،سنگ به سنگ اين دشت يادگاران تواند. رفته اي اينک و هر سبزه و سنگ در تمام در و دشت سوکواران تواند. در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد رفته اي اينک،اما آيا باز بر مي گردي؟ چه تمناي محالي دارم خنده ام مي گيرد! در ميان من و تو فاصله ها ست. گاه مي انديشم، -مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري! تو توانائي بخشش داري. دستهاي تو توانائي آن را دارد؛ -که مرا، زندگاني بخشد. وتو چون مصرع شعري زيبا، سطر برجسته اي از زندگي من هستي. من در آئينه رخ خود ديدم، و به تو حق دادم. آه مي بينم،مي بينم تو به اندازه تنهائي من خوشبخ

م.ن

سلام نوشته هات واقعا قشنگه البته همش نه اگر از نظر دادن من ناراحت میشی کافی لب تر کنی دیگه نظر نمیدم سعی کن کسی که در جستجویش هستی بتونه همدم خوبی برات باشه و غمخوار و مونس باشه تا اینکه غم روی غمهات بگذاره ولی بین آدمهای زمینی شاید نتونی پیداش کنی البته مایوس نشو. خدانگهدارت

دوست

سلام من اولین بارمه مطلاباتو میخونم.مطمئن باش از این به بعد پای ثابتت شدم... میتونی رو من حساب کنی در ضمن مطلبات خیلی قشنگه.سعی کن بیشتر بنویسی

خاطرات سوتر وومن

سلام سيلام سولام سالام با يكي ديگه از خاطره هاي خنده دارم به روز شدم

دوست

سلام مطلبات خیلی قشنگه..... فقط زود زود بنویس

م.ن

ای کاش گل بودی تا به اندازه تمام بدیهات پرپرت میکردم

م.ن

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها میکند پرهایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه میشود ؛ دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است(دکتر علی شریعتی)

saghar

واقا..؟ چه باحال