))سفر

سفری در پیش است

سفری در ره دوست

سفری سوی خدایی که همه عالم از اوست

کوله بارت خالیست

سفر دور و درازی داری

نه به دل حال نیاز

نه به سر شوق نمازی داری

می رسد روز دریغت, ای دوست

رسد آن روز که از کرده پشیمان باشی

وقت رفتن ز تهی دستی خویش؛

سخت گریان باشی

دردمندی و از آن بی خبری

بهر بیماری خویش

کوششی کن که به هر دم پی درمان باشی

آید آن دم که ز دیدار اجل

سخت گریان و هراسان باشی

همسفر؛ آگه باش!!!

روز دیگر دیر است

نکند سود تو را وقت رحیل

اگر از کرده پشیمان باشی....

 

/ 32 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساراشاعری نشسته برکاغذ

سلام احوال شماخوب هستید[لبخند]من نظرات شماروتازه دیدم ممنون ازلطفتون.راستی پستتون خیلی قشنگ بودممنون[بغل]

saghar

قالب جدید مبارککککککککککککککککک[هورا][نیشخند]

نیما

خــــاطـــــره یــعــنــی : یــه سکـــــوت غـیــرمــنــتــظــره ... مــیــان خــنــده هـــای بـلـنـــــــــد ........!

sara

عالی ....حرف نداشت زنده باشی داداشم

علی جیگر

ایول دادا حاللللللللللللللل کردم با این پستت دمت دو تیغه تیززززززززز[ماچ]

omid

محشر بود دمشون گرم[لبخند]

مسعود

سلام دوست عزیز میلاد با سعادت هشتمین اختر طابناک را تبریک ارز میکنم وب خیلی زیبایی داری [گل]

sara

خــــــدایا من کوچیکتم! من مخلصتم! می دونم که کنترل دست خودته! یا بزن خیلی جلو؛ یا خیلی برگرد عقب! دلم اینجا خیلی تنگه، دلم «خودش» رو می خواد..