دوست یا دشمن

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند .
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند .
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند .
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها.
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند .

عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند.
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند .
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند.
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است .
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!!!

/ 5 نظر / 19 بازدید
م.ن

آنگاه که خنده بر لبت می میرد چون جمعه ی پاییز دلم می گیرد دیروز به چشمان تو گفتم که برو امروز دلم بهانه ات می گیرد

م.ن

آنگاه که خنده بر لبت می میرد چون جمعه ی پاییز دلم می گیرد دیروز به چشمان تو گفتم که برو امروز دلم بهانه ات می گیرد

م.ن

سلام انشاالله حالت خوب باشه وروز به روز تپل تر شی....! میدونی وقتی نوشتننت زیاد طول می کشه دل من نگران می شه چون که روح نوشته هات همدم منه چون با دلت فرسنگها فاصله دارم موج نگاهت كشتی قلب مرا چه بی صدا شكست .....! به امید دیدار

م.ن

سلام انشاالله حالت خوب باشه وروز به روز تپل تر شی....! میدونی وقتی نوشتننت زیاد طول می کشه دل من نگران می شه چون که روح نوشته هات همدم منه چون با دلت فرسنگها فاصله دارم موج نگاهت كشتی قلب مرا چه بی صدا شكست .....! به امید دیدار

م.ن

آنچه که هستی هدیه خداست به تو و آنچه که خواهی شد هدیه ی تو است به خدا ، پس سعی کن بی نظیر باشی