خاطرات بهشتی

+آلمان، هامبورگ، ایستگاه راه آهن؛

موقع ظهر رسیده بود.

قبله نما را نگاه کرد و همانجا ایستاد نماز بخواند.

پلیس را خبر کردند که یکی آمده حرکات غیر طبیعی دارد.

بردندش اداره ی پلیس.

گفته بود من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ماست.

محکم گفته بود. آزادش کرده بودند...

+از بهشتی پرسید: روحانی هم میتواند عضو شورای شهر شود؟؟

گفت: روحانی همه جا میتواند برود، به شرط اینکه علمش را

داشته باشد، نه اینکه تکیه اش به علوم حوزوی باشد.

صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری را نمیدهد!

 

 

 

+همه نشسته بودند پای تلویزیون، رئیس جمهور داشت سخنرانی

میکرد،

بد میگفت، از بهشتی!! هرچه دوست داشت گفت.

یکی پای تلویزیون متلکی به رئیس جمهور پراند.

بهشتی عصبانی شد. گفت:

حق ندارید اینطور حرف بزنید، مسلمان است!!

 

+ساعت هفت با بهشتی قرار داشت.

یک ربع به هفت رسید. خوشحال بود که زودتر هم رسیده.

گفته بود به آقای بهشتی بگویید فلانی آمده است

گفتند: آقای بهشتی عذرخواهی کردند و گفتند یک ربع تا قرار مانده،

ساعت هفت در خدمت هستم!!!

 

 

 

+صبح بود، یک اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه ی بهشتی.

یک نگاه کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. دعوا شده بود،

یکی گفته بود ((خانه بهشتی کاخه))،

یکی دیگر گفته بود ((هشت طبقه است)).

راننده بهشتی را می شناخت. همه را آورده بود جلوی خانه گفته بود:

 ((حالا ببینید و قضاوت کنید))

 

 

+(( آقاجان غذای ما را بهتر کنید، ما قوت کار نداریم)).

بهشتی گفته بود ((تا آخرکار وضع همین است. خودتان تصویب کردید،

همین خود شما گفتید به ما غذای چرب و نرم ندهید ))

بعضی ها طاقتشان طاق شد، از خانه غذا می آوردند.

 

+ خستگی از چشمهای همه پیدا بود. بالاخره اجلاس پایانی خبرگان

 قانون اساسی بود. همه هم بودند، همه ی نماینده های سیاسی

کشورها. رفته بود جلو با تکتکشان دست داده بود و ازشان تشکر کرده

بود، به سه زبان؛ انگلیسی، آلمانی، عربی.

 فکر نمی کردند روحانی ها انگلیسی و آلمانی هم بدانند!!!

+به جمع رو کرد و گفت: ((قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد

نخست وزیری می خورد. حیف که التقاط و نفاق دارد، اگر نداشت

مناسب بود.))

در بدترین حالت هم انگشت میگذاشت روی نکات مثبت...

 

+بنی صدر که فرار کرد، زنش را دستگیر کردند. زنگ زد که زن بنی صدر

تخلفی نکرده باید زود آزادش کنید.

آزادش نکردند.

گفت با اختیارات خودم آزادش میکنم.

میگفت: هر یک ثاتیه که در زندان باشد گناهش گردن

جمهوری اسلامی است!! 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید